معنی آگاهیدن
5 بازدید
[ دَ ] (مص) خبر یافتن. آگاه شدن. مطلع، باخبر گشتن. آگهیدن : بیاگاهد اکنون چو من رزم جوی شوم با سواران به نزدیک اوی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «آگاهیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر