معنی آکنه
7 بازدید
[ کَ نَ / نِ ] (اِ) آنچه از پشم و پنبه و لاس و پر و جز آن میان ابره و آستر قبا و لحاف و نهالین و مانند آن آکنند. حَشو. چغبت. چغبوت. آکین. آگین : شد زمستان و ز جودت بنه ای میخواهم ابره و آستر و آکنه ای میخواهم.سوزنی.
کلمات همقافیه با «آکنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر