معنی آکنده شدن
7 بازدید
[ کَ دَ / دِ شُ دَ ] (مص مرکب) ارتکاح؛ آکنده شدن استخوان بمغز و تن بگوشت و خوشه بدانه و مانند آن. اکتناز.
کلمات همقافیه با «آکنده شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر