معنی آکله
7 بازدید
[ کُ لَ / لِ ] (اِ) آکوله. بهترین جنسی از اجناس برنج. اجود انواع برنج.[ کِ لَ ] (ع ص، اِ) تأنیث آکِل. خورنده (زن). || هر قرحه که گوشت را خورد. || خوره. خوره باد. (ربنجنی). || قسمی ریش که بر اندام افتد و گوشت را خورد. و این غیر ارمنی دانه است. جذام. و قسمی از آن آکلهٔ دهان است که تنها در دهان پیدا شود. - امثال: مال یتیم آکله است؛ یعنی چون کسی آن را در مال خود درآمیزد همهٔ مال تباه شود. || ماشیهٔ چرنده.
کلمات همقافیه با «آکله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر