معنی آژن
8 بازدید
[ ژَ ] (ن مف مرخم) این کلمه در عقیب بعض اسماء درآید و بکلمه معنی وصف مفعولی دهد، چون تیرآژن و شمع آژن، که بمعنی به تیرآژده و بشمع آژده باشد: کَشَف کردار هر کو سر کشید از طوق امرت سر بسان خارپشتش کرد شست چرخ تیرآژن. سید ذوالفقار شیروانی.
کلمات همقافیه با «آژن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژن» برای سرودن شعر