معنی آویشه
7 بازدید
[ شَ / شِ ] (اِ) آویشن. سعتر: آویشه خوری چو نیم مثقال بیرون برد از تن تو بلغم نیکو بود از برای معده قوت یابد از او جگر هم فارغ کندت ز درد سینه تشویش سپرز را کند کم.یوسفی طبیب.
کلمات همقافیه با «آویشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر