معنی آویزه
5 بازدید
[ زَ / زِ ] (اِ) گوشوار. گوشواره. قرطه : ای از تو مرا گوش پر و دیده تهی خوش آنکه ز گوش پای در دیده نهی تو مردم دیده ای نه آویزهٔ گوش از گوش بدیده آ که در دیده بهی. کمال اسماعیل. نخشبیهای وی از گوهر پاک کرد یاقوت تر آویزهٔ تاک.جامی. دُرِ نظم من در سراسرْ جهان شد آویزهٔ گوش شاهنشهان.هاتفی. و بیشتر این کلمه به معنی الماس و دیگر گوهرهای ثمین است که بحلقهٔ گوشواره آویزند یا در نگین دان آن نشانند. - آویزهٔ گوش کردن گفته ای را؛ آن را فراموش نکردن. از آن پند و عبرت گرفتن. هماره بدان کار کردن.[ زَ / زِ ] (اِ) آپاندیس . (فرهنگستان).
کلمات همقافیه با «آویزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر