معنی آویزش

معنی آویزش

6 بازدید
[ زِ ] (اِمص) جنگ : بدانست کو را ز شاه بلند ز رزم و ز آویزش آید گزند.فردوسی. سخن گفتن اکنون نیاید بکار گه جنگ و آویزش و کارزار.فردوسی. بر این گونه تا خور ز گنبد بگشت وز اندازه آویزش اندرگذشت.فردوسی. بدان گیتی ارچندشان برگ نیست همان به که آویزش و مرگ نیست.فردوسی. دو پایش فروشد بیک چاه سار نبد جای آویزش و کارزار.فردوسی. چو خورشید بر چرخ گردان بگشت از اندازه آویزش اندرگذشت.فردوسی. هر دو لشکر بجنگ مشغول شدند و آویزشی بود که خوارزمشاه گفت در مدت عمر چنین یاد ندارد. (تاریخ بیهقی). || علقه. علاقه. تعلق. پیوستگی. بستگی : قدم را با حدوث آویزشی نیست و گر آویزش است آمیزشی نیست.عطار. || در بیت ذیل محتمل است کلمه آویختن، بر دار کردن، یا مؤاخذه و بازپرس کردن یا سزا دادن باشد: ز کارآگهان موبدی نیک خواه چنان بد که برداشت روزی بشاه [ انوشیروان ] که گاهی گنه بگذرانی همی به بد، نام آنکس نخوانی همی هم آن را دگرباره آویزش است گنهکار اگرچند با پوزش است...فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «آویزش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید