معنی آون
8 بازدید
[ وَ ] (ص، اِ) مخفف آونگ. نگون. معلق. آویزان. آویخته. دروا. - آون کردن میوه؛ به آونگ کردن آن : همه مردم از دانه خرمن کنند ز انگور دوشاب و آون کنند. شمسی (یوسف و زلیخا).[ وِ ] (اِ) در لهجهٔ عرب اندلس «ابن» بوده و از اینرو کنیه ها مَبْدُوّ بابن عربی که از آن طریق داخل مغرب شده است بهمان صورت باقیست: آون پاس بجای ابن باجه.
کلمات همقافیه با «آون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر