معنی آوردگه

معنی آوردگه

8 بازدید
[ وَ گَ هْ ] (اِ مرکب) آوردگاه. رزمگاه. میدان. میدان جنگ : به آوردگه رفت نیزه به دست [ سیاوش ] عنان را بپیچید چون پیل مست. فردوسی. به آوردگه شد سپه، پهلوان بقلب اندرون با گروه گوان.فردوسی. بگفت این و بگرفت نیزه بدست به آوردگه رفت چون پیل مست.فردوسی. گو پیلتن گفت جنگی منم به آوردگه بر درنگی منم. فردوسی. || در بیت ذیل فرخی آوردگه معنی چراگاه و گشتنگاه میدهد: معدن زاغ شد آرامگه کبک و تذرو مسکن شیر شد آوردگه گور و غزال.فرخی. و رجوع به آورد و آوردگاه شود.

کلمات هم‌قافیه با «آوردگه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید