معنی آهنگیدن
7 بازدید
[ هَ دَ ] (مص) قصد کردن. آهنگ کردن. || آهنجیدن. کشیدن، چنانکه آب را از چاه و جز آن : کرده شیران حضرت تو مرا سرزده همچو گاو آب آهنگ.سنائی.
کلمات همقافیه با «آهنگیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر