معنی آهنگر

معنی آهنگر

7 بازدید
[ هَ گَ ] (ص مرکب) پیشه وری که آهن در کوره تافته و کوبد و آلات آهنینه سازد. حداد. هبرَقی. هالکی. قین. ریّام. نهامی. نهامین : کشاورز و آهنگر و پای باف چو بیکار باشند سَرْشان بکاف.ابوشکور. سر سروران زیر گرز گران چو سندان بد و پتک آهنگران.فردوسی. وزآن چرم کآهنگران پشت پای بپوشند هنگام زخم درای همان کاوه آن بر سر نیزه کرد...فردوسی. برآمد چکاچاک زخم سران چو پولاد با پتک آهنگران.فردوسی. به پیش آوریدند آهنگران غل و بند و زنجیرهای گران.فردوسی. بفرمای آهنگر آرند چند ز پای من اکنون بسایند بند.فردوسی. بر آن بی بها چرم آهنگران برآویختی نوبنو گوهران.فردوسی. بیارید داننده آهنگران یکی گرز سازند ما را گران.فردوسی. چنانش بکوبم بگرز گران که فولاد کوبند آهنگران.فردوسی. نخست اندرآمد بگرز گران همی کوفت چون پتک آهنگران.فردوسی. یکی بی زیان مرد آهنگرم ز شاه آتش آید همی بر سرم.فردوسی. یکی نامور بود بوراب نام پسندیده آهنگری شادکام همی کرد او نعل، اسپان شاه ورا نزد قیصر بدی دستگاه.فردوسی. نه خسرونژادی نه والاسری پدرْت از سپاهان بد آهنگری.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «آهنگر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید