معنی آهنپایه
7 بازدید
[ هَ یَ / یِ ] (اِ مرکب) آلتی فلزین مرکّب از چهار دیواره که بر آتش نهند و سیخهای کباب بر آن گردانند بریان کردن را. || بعض فرهنگها بدان معنی دهن دره و خمیازه داده اند. رجوع به آهبنیابه شود.
کلمات همقافیه با «آهنپایه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر