معنی آهندلی
6 بازدید
[ هَ دِ ] (حامص مرکب) قسوت. قساوَت. || شکیبائی بیش از حد: گفتم آهن دلی کنم چندی ندهم دل بهیچ دلبندی وآنکه را دیده بر دهان تو رفت هرگزش گوش نشنود پندی.سعدی.[ هَ دِ ] (حامص مرکب) قسوت. قساوَت. || شکیبائی بیش از حد: گفتم آهن دلی کنم چندی ندهم دل بهیچ دلبندی وآنکه را دیده بر دهان تو رفت هرگزش گوش نشنود پندی.سعدی.
کلمات همقافیه با «آهندلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر