معنی آهنجامه
5 بازدید
[ هَ مَ / مِ ] (اِ مرکب) آهنی باشد تنک و بپهنای دو انگشت و بیشتر که تخته های صندوق و جز آن را با یکدیگر پیوندند و بمسمار بدوزند. فش. بش. پش. گام. ضبه.
کلمات همقافیه با «آهنجامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر