معنی آهستگی

معنی آهستگی

6 بازدید
[ هِ تَ / تِ ] (حامص) بطوء. آهسته کاری. دیرجنبی. کیار. کندی. سستی. اِتّآد: همی دیر شد سوده آن بستگی سبک شد دل بسته زآهستگی.فردوسی. مگر میرفت استاد مهینه خری میبرد بارش آبگینه یکی گفتش که بس آهسته کاری بدین آهستگی بر خر چه داری چه دارم، گفت دل پرپیچ دارم اگر این خر بیفتد هیچ دارم.عطار. || درنگ. تأنی. انات. اون. هون. (دهار). مقابل تیزی و شتاب و عجله: تهور و تیزی کرد و پیش آن لشکر بازشد و هرچه محمدبن هرون آهستگی فرمود تعجیل کرد. (تاریخ طبرستان). || رفق. ملایمت. مدارات. آرامی. نرمی. مساهله. مهل. مقابل خرق و خشونت : ستون بزرگیست آهستگی همان بخشش و داد و شایستگی.فردوسی. بود رسم و آئین مرد دلیر که آرد به آهستگی شیر زیر.فردوسی. جم اندیشه از دل فراموش کرد سه جام می از پیش نان نوش کرد ز دادار پس یاد کردن گرفت به آهستگی رای خوردن گرفت.فردوسی. خجسته بر و بوم پیوستگی به آهستگی هم بشایستگی.فردوسی. بیمار کجا گردد از قوت او ساقط دانی که بیک ساعت کارش نشود کاری ... آهستگیی باید آنجا و مدارائی صد گونه عمل کردن صد گونه پرستاری. منوچهری. بلکه فواید آن را به آهستگی در طبع جای دهد. (کلیله و دمنه). || رزانت. (زمخشری). سکینه. هون. (ادیب نطنزی): پس پردهٔ قیصر [ بزمان لهراسب ] آن روزگار سه دختر بد اندر جهان نامدار ببالا و دیدار و آهستگی به رای و بشرم و بشایستگی.فردوسی. ز هرمز همی بینم آهستگی خردمندی و شرم و شایستگی.فردوسی. دگر گفت کز ما چه نیکوتر است که بر دانش بخردان افسر است چنین داد پاسخ که آهستگی کریمیّ و رادیّ و شایستگی.فردوسی. بگنج و بزرگیّ و شایستگی به آهستگی هم ببایستگی نه بینی بمانند او در زمان...فردوسی. از او جز بزرگیّ و آهستگی خردمندی و شرم و شایستگی نگه کرد بیدار و چیزی ندید...فردوسی. || حلم. بردباری : بیابی ز من شرم و آهستگی اگر شرمگن مرد و آهسته ای.ناصرخسرو. پیر پرآهستگیّ و حلم بُوَد تو همه پر مکر و زرق و پرحیلی. ناصرخسرو. بعقل ار نه آهستگی کردمی بگفتار خصمش بیازردمی.سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «آهستگی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید