معنی آنکش
6 بازدید
[ کِ ] (ضمیر +حرف ربط +ضمیر) مخفف آنکه اَش. آنکه او را: هر آن شمعی که ایزد برفروزد هر آنکش پف کند سبلت بسوزد. ابوشکور (از تحفهٔ اوبهی).
کلمات همقافیه با «آنکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر