معنی آمیزگار
7 بازدید
(ص مرکب) آمیزنده. خواهان معاشرت. بسیار معاشرت کننده با مردمان. خالط. خلط. لابک. مخالط: وگر خنده رویست و آمیزگار عفیفش ندانند و پرهیزگار.سعدی. بگویند از این حرف گیران هزار که سعدی نه اهل است و آمیزگار.سعدی.
کلمات همقافیه با «آمیزگار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گار» برای سرودن شعر