معنی آمیختگی
8 بازدید
[ تَ / تِ ] (حامص) امتزاج. اختلاط. شوب. || الفت. معاشرت. خلطه و آمیزش : چون... آمیختگی آمد... بازار مضرِّبان و مفسدان کاسد گردد. (تاریخ بیهقی). - آمیختگی دادن؛ تألیف. - آمیختگی کار؛ ارتباک. - آمیختگی گرفتن با چیزی؛ الفت. - آمیختگی و آشفتگی کار؛ بوخ. - آمیختگیها؛ شوائب.
کلمات همقافیه با «آمیختگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر