معنی آمولن
6 بازدید
[ لُ ] (یونانی، اِ) نشاسته. نشا. لباب البر. لباب الحنطه. لباب الفوم. لباب القمح. آبگون.
کلمات همقافیه با «آمولن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لن» برای سرودن شعر