معنی آموزش
7 بازدید
[ زِ ] (اِمص) اسم مصدر از آموختن. عمل آموختن. تعلیم : هر کس که آموزش روزگار او را نرم و دانا نکند هیچ دانا را در آموزش او رنج نباید بردن که رنج او ضایع بود. (منسوب به انوشیروان، از قابوسنامه). بباید خرد شاه را ناگزیر هم آموزش مرد برنا و پیر.فردوسی. پدر باید اکنون که بیند ز من هنرهای آموزش پیلتن.فردوسی. جود و احسان تو بی آمیزش آموزش است هیچ دانا بچهٔ بط را نیاموزد شنا.سنائی.
کلمات همقافیه با «آموزش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زش» برای سرودن شعر