معنی آمنه
6 بازدید
[ مَ نَ / نِ ] (اِ) اَمَنه. پشتهٔ هیزم : از آنکه گفتم کوه خشک مرا ملک است بخشک چوبی مالک کشید بر دارم هزار آمَنه هیزم همه ز کوه خشک نهاده اند در انبار و من در انبارم.سوزنی.[ مِ نَ ] (اِخ) نامی است زنان عرب را و ازجمله آمنهٔ بنت عبدالمطلب و آمنهٔ بنت وهب بن عبدمناف زوجهٔ عبداللََّه بن عبدالمطلب مادر رسول صلوات اللََّه علیهما متوفّات ۴۸ پیش از هجرت. و آمنهٔ بنت ابی سفیان، زوجهٔ پیغامبر صلوات اللََّه علیه. و نام هفت صحابیه.
کلمات همقافیه با «آمنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر