معنی آمص
5 بازدید
[ مِ ] (معرب، اِ) (معرّب خامیز) گوشت خام که در سرکه پرورند. || طعامی از گوشت یا پوست گوساله. || شوربای سکباج سرد که روغن آن را پس از سرد شدن بردارند. و آن را آمیص نیز گویند.
کلمات همقافیه با «آمص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مص» برای سرودن شعر