معنی آمدشدن
7 بازدید
[ مَ شُ دَ ] (مص مرکب) مراوده. آمدن و رفتن : همه روزش آمدشدن پیش اوست که هستند با یکدگر سخت دوست.فردوسی. به آمدشدن راه کوته کنید روان را سوی روشنی ره کنید.فردوسی. به نزدیک زال آوریدش بشب بر آمدشدن هیچ نگشاد لب.فردوسی.
کلمات همقافیه با «آمدشدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر