معنی آلوبالو
6 بازدید
(اِ) آلبالو. آلی بالی. آلوی ابوعلی. درختی است خوش قامت با پوستی بسرخی مائل و برگهای بی زغب و میوهٔ چندِ فندقی سرخ و آبدار و خوش تُرُش، با دُمی درازتر از دم آلو و گوجه و امثال آنها و قسمی از آن میوه اش شیرین است که گیلاس نامند و رنگ میوهٔ گیلاس روشن تر از آلوبالوست. و بیونانی آلوبالو را قراسیا (قراصیا) گویند: سیب و زردآلو و آلوچه و آلوبالو باز انجیر وزیریّ و خیار خوشخوار. بسحاق اطعمه. آلوبالو چو قطرهٔ خون از بینی شاخ جسته بیرون.مکتبی.
کلمات همقافیه با «آلوبالو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر