معنی آله
6 بازدید
[ لَ / لِ ] (پسوند) ـاله. در ترشاله، تفاله، چاله، چغاله، درغاله، دنباله، سکاله، کشاله، کلاله، کنغاله، کنگاله، گاله و مچاله مانند آل (ـال) علامت نسبت و گاهی ادات تشبیه است . رجوع به آل شود.[ لَ / لِ ] (اِ) آلک. سنبل الطیب.[ لُ هْ ] (اِ) عقاب. (مهذب الاسماء). خداریه. شقواء. ابوالهیثم. بوالهیثم. دال من. ججا. زمج. و کلمهٔ اَلَموت را گویند در اصل مرکب از آله به معنی عقاب و آموت آشیان است.[ لَ ] (ع اِ) آلت : یکی اسب ترکی بیاورد پیش بر آن اسب آله ز اندازه بیش.فردوسی. || نیزهٔ سخت کوتاه. نیم نیزه. و رجوع به آلت شود.
کلمات همقافیه با «آله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر