معنی آلغده
7 بازدید
[ لُ دَ / دِ ] (ن مف / نف) آرُغده. ارغنده. خشم گرفته. قهرآلود. خشمگین. جنگ آور: شیر خشم آورد و جست از جای خویش آمد آن خرگوش را آلغده پیش.رودکی. شیر آلغده که بیرون جهد از خانه بصید تا بچنگ آورد آهو را وآهوبره را.رودکی.
کلمات همقافیه با «آلغده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر