معنی آل‌سلجوق

معنی آل‌سلجوق

6 بازدید
[ لِ سَ ] (اِخ) در دورهٔ ضعف و انحطاط عباسیان، سلسله ای از ترکمانان بر ممالک اسلامی تسلط یافتند و آن را تحت حکومت درآوردند. سلاجقه به ایران و الجزیره و شام و آسیای صغیر هجوم برده و سلسله هائی را که در این نواحی فرمانروائی داشتند برانداخته و آسیای اسلامی را از حد غربی افغانستان تا ساحل بحرالروم متصرف شدند. سلاجقه فرزندان سلجوق بن تقاق از رؤسای ترکمانند که در خدمت یکی از خانان ترکستان میزیسته و از دشت قرقیز با تمام قبیلهٔ خود بطرف جَنْد و از آنجا ببخارا کوچ کرده و در آن سرزمین ساکن شده قبول اسلام کرده اند. سلجوق و پسران او در جنگهائی که مابین سامانیان و امرای ایلک خانیه و سلطان محمود غزنوی اتفاق افتاد شرکت می جستند و بتدریج قدرت آنان بجائی رسید که طغرل بیک و برادرش چغری بیک بریاست قبیلهٔ خود بخراسان هجوم بردند و غزنویان را از آنجا رانده جانشین ایشان شدند و در سال ۴۲۹ هـ .ق . در مرو خطبه به نام چغری بیک داود خوانده و او را سلطان السلاطین نامیدند و همین مراسم را نیز در نیشابور به نام برادرش طغرل بیک بجای آوردند و بتدریج بلخ و جرجان و طبرستان و خوارزم بممالک سلجوقی افزوده شد و بزودی جبل و همدان و دینور و حلوان و ری و اصفهان بدان ضمیمه گردید و طغرل بیک در سال ۴۴۷ به بغداد ورود کرد و نام او با لقب سلطانی در دارالخلافه بر منابر خوانده شد. و این خاندان را به نام سلاجقه و سلجوقیه و سلجوقیان نیز خوانند. (نقل به اختصار از طبقات سلاطین اسلام استانلی لین پول). بعد از ملکشاه میان فرزندان او نفاق و خلاف افتاد و برخی از امرای سلجوقی که در نواحی مُلک حکمران بودند فرصت را غنیمت شمرده سر از اطاعت جانشینان ملکشاه پیچیدند و در قلمرو حکمرانی خود سلطنت یا امارتی مستقل تشکیل کردند و بدین نهج چندین سلسله ملوک سلجوقی بوجود آمد که معروفترین آنها سلاجقهٔ روم و شام و کرمان است و سلسلهٔ اصلی را در مقابل این سلسله های فرعی سلاجقهٔ بزرگ نامند و سلطنت این دودمان از ۴۲۹ تا ۵۵۲ دوام یافت. رکن الدین ابوطالب طغرل بیک (۴۲۹-۴۵۵)، عضدالدین ابوشجاع آلب ارسلان (۴۵۵-۴۶۵)، جلال الدین ابوالفتح ملکشاه (۴۶۵-۴۸۵)، ناصرالدین محمود (۴۸۵-۴۸۷)، رکن الدین ابوالمظفر برکیارق (۴۸۷-۴۹۸)، ملکشاه دوم (۴۹۸)، غیاث الدین ابوشجاع محمد (۴۹۸)، معزالدین ابوالحارث سنجر (۵۱۱-۵۵۲). این شعبه را خوارزمشاهیان منقرض کردند. (از طبقات سلاطین اسلامی استانلی لین پول). {aسلاجقهٔ روم:a} از سال ۴۷۰ تا ۷۰۰ هـ .ق . در آسیای صغیر فرمانروایی به استقلال داشته اند. مؤسس این سلسله سلیمان بن قتلمش و آخرین ایشان علاءالدین کیقباد ثانی و شمارهٔ آنان ۱۷ تن، و انقراضشان به دست مغول و ترکان عثمانی بوده است. {aسلاجقهٔ شام:a} سلسله ای از آل سلجوق که از ۴۸۷ تا سال ۵۱۱ در شام فرمانروای مستقل بوده اند. مؤسس این سلسله تتش بن ارسلان و آخرین آنان سلطان شاه بن رضوان و عدهٔ آنها پنج تن، و انقراضشان به دست اتابکان بوری و امرای ارتقی بوده است. {aسلاجقهٔ عراق و کردستان:a} نُه تن اخیر از سلاجقهٔ اصلی که از سال ۵۱۱ تا ۵۹۰ در عراق و کردستان فرمانروایی به استقلال داشته اند. نخستین ایشان مغیث الدین محمودبن محمد ملکشاه و آخرین طغرل ثانی است که نسبت بسلاجقهٔ بزرگ طغرل ثالث شمرده میشود. انقراض این سلسله خوارزمشاهیان بوده است. {aسلاجقهٔ کرمان:a} سلسله ای از آل سلجوق که از سال ۴۲۳ تا ۵۸۳ در کرمان به استقلال فرمانروایی داشته اند. مؤسس این سلسله عمادالدین قراارسلان قاوردبیک و آخرین ایشان محمدشاه ثانی و شمارهٔ آنان سیزده تن، و انقراضشان به دست ترکان غُز بوده است.

کلمات هم‌قافیه با «آل‌سلجوق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید