معنی آلر
10 بازدید
[ لَ ] (اِ) سرین. آلست. آرست : بیکی گرم تپانچه که بر آن آلر توبزدم جنگ چه سازی چه کنی بانگ و ژغار؟ ابوالمثل بخاری. بینی آن جزبن اندام تو و آلر تو جان من باد فدای پدر و مادر تو.طیان. ندیده دیدهٔ دنیا که دلبری دارد سفید و نازک و فربه که آلرت باشد. عبید زاکانی. و رجوع به اَلر شود.
کلمات همقافیه با «آلر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لر» برای سرودن شعر