معنی آل‌تمغا

معنی آل‌تمغا

7 بازدید
[ تَ ] (ترکی، اِ مرکب) (از: آل فارسی، سرخ +تمغا، خاتم) مُهر با مرکّب سرخ که سلاطین مغول بر یرلیغها می نهاده اند. و آن را «آل» تنها نیز میگفته اند. || فرمان زرنشان : نبشتند فرمان نهادند آل که آن است نقش خجسته بفال.زجاجی. ز بیم خاتم القاب تو نهادستند بحکم یرلیغ از آل ایلخان یاقوت. نزاری قهستانی. بر مثال عید گردون از شفق چون آل زد شکل طغری بین که بر بالای آل آمد پدید. سلمان ساوجی. خون بدخواهان او آل است بر حکم اجل آنچنان حکم آل تمغا برنتابد بیش از این. سلمان ساوجی. بهر عزل عامل منسوب (کذا) و نصب نامیه آل تمغائیست از سلطان دریابار گل.کاتبی. روز محشر سرخ رو چون لاله برخیزد ز خاک آل تمغای شهادت هرکه دارد بر جبین. صائب. نه هر تن لایق تشریف شاهی است شهادت آل تمغای الهی است.صائب. و رجوع به آل طمغی ََ و اَل طمغی ََ شود.

کلمات هم‌قافیه با «آل‌تمغا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «غا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید