معنی آلبارسلان
6 بازدید
[ اَ سَ ] (اِخ) محمدبن داود میکائیل بن سلجوق. دومینِ پادشاهان سلجوقی ایران. در سال ۴۵۳ هـ .ق . بجای پدر خویش داود معروف بجغری بیک والی خراسان شد و دو سال بعد (۴۵۵) بجای عم پادشاهی یافت. وی پادشاهی دلیر و دادگر و جنگجوی بود. مملکت را از یک سو تا حدود چین و از سوی دیگر تا حدود روم بسط داد و در سال ۴۶۵ با امپراطور روم (دیوژن رومان) در ملازگرد جنگ کرد و او را مغلوب و اسیر کرد و از آن پس بجانب جیحون شتافت و در آنجا بر دست یوسف نامی از مردم خوارزم مجروح و مقتول گردید (۴۶۵). مدت پادشاهی او نُه سال بود.
کلمات همقافیه با «آلبارسلان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر