معنی آلاس
8 بازدید
(اِ) زغال. زگال. انگِشت. فحم : تاب قهرش تیغ را الماس کرد برق خشمش کوه را آلاس کرد. سراج الدین راجی.
کلمات همقافیه با «آلاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر