معنی آقچه
7 بازدید
[ چَ / چِ ] (ترکی، اِ) اَخْچه. اَقْچه. زر یا سیم مسکوک، و توسعاً، هر مسکوکی : وز پی آن تا زند سکه به نام بقاش میزند از آفتاب آقچه موزون فلک.خاقانی. آقچه زر گر هزار سال بماند عاقبتش جای هم دهانهٔ گاز است.خاقانی. شاهد طارم فلک رست ز دیو هفت سر ریخت بهر دریچه ای آقچه زرّ شش سری. خاقانی.
کلمات همقافیه با «آقچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر