معنی آفندیدن
8 بازدید
[ فَ دی دَ ] (مص) اَفندیدن. جنگ کردن. جدال و عداوت و خصومت ورزیدن : در دل او آن نصیحت کار کرد ترک آفندیدن و پیکار کرد.لبیبی.
کلمات همقافیه با «آفندیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر