معنی آفند
8 بازدید
[ فَ ] (اِ) جنگ. خصومت : دلیر و جهانسوز و پرخاشخر جز آفند کاری ندارد دگر.فردوسی. آورد پیامی که مبادا که خوری می مستک شوی و عربده آغازی و آفند. سوزنی.
کلمات همقافیه با «آفند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر