معنی آفرینخوان
7 بازدید
[ فَ خوا / خا ] (نف مرکب) آفرین گوی : بجان آمدند آن سپاه مهان شدند آفرین خوان بشاه جهان.فردوسی. بر آن راه و رسم آفرین خوان شدند شهنشاه را بنده فرمان شدند.نظامی.
کلمات همقافیه با «آفرینخوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر