معنی آفدم

معنی آفدم

7 بازدید
[ دُ ] (اِ) فرجام. انجام. عاقبت. || (ص) اخیر. پسین. || (اِخ) لقب اردوان، یکی از سلاطین اشکانی : اردوان کوچک، اَفدم... آفدم یعنی آخر. (مجمل التواریخ). اردوان بود بزرگتر پادشاهان ملوک طوائف آنکه آفدم خوانندش. (مجمل التواریخ). - به آفدم (بآفدم)؛ سرانجام. در آخر. بفرجام. بعاقبت : همچنان سرمه که دخت خوبروی هم بسان گرد بردارد ز روی گرچه هر روز اندکی برداردش بآفدم روزی بپایان آردش. رودکی (از کلیله و دمنه). مکن خویشتن از ره راست گم که خود را به دوزخ بری بآفدم.رودکی. بودنت در خاک باشد بآفدم همچنان کز خاک بود انبودنت.رودکی. چه بایدْت کردن کنون بآفدم مگر خانه روبی چو روبه بدم.ابوشکور. محکم کند سرهای خم تا ماه پنجم یا ششم آنگه بیاید بآفدم وآنگه بیارد باطیه. منوچهری. بر اسب گمان از ره راست گم قرارت بدوزخ بود بآفدم.اسدی.

کلمات هم‌قافیه با «آفدم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید