معنی آفتابپرورد
7 بازدید
[ پَ وَ ] (ن مف مرکب) آفتاب پرورده. آنکه در آفتاب نهاده باشند تخمیر یا قوام آمدن را: شرابی که آفتاب پرورده باشد لطیف تر و زودگوارتر از همهٔ شرابها بود. (نوروزنامه).
کلمات همقافیه با «آفتابپرورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر