معنی آفتابه
6 بازدید
[ بَ / بِ ] (اِ مرکب) آب تابه. ظرفی فلزین با لوله ای بلند که در آن آب گرم کنند. مِحَمّ. || اِبریقی از فلز و بیشتر از مس که در طهارتخانه بکار برند. قُمْقُمه. (مهذب الاسماء). قُمْقُم. کُمْکُم. - آفتابه گرفتن، آفتابه برداشتن؛ بقضای حاجت شدن. || ظرفی فلزین که پیش و پس از طعام دست و دهان بدان شویند: بدستش داد زرین آفتابه کنیزی از پیَش زرکش عصابه یکی طشتش بکف از نقرهٔ خام بسان سایه او را گام بر گام.جامی.
کلمات همقافیه با «آفتابه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر