معنی آغوز
8 بازدید
[ غو / غُزْ ] (اِ) آغُز. شیرِ مادهٔ نوزائیده. ماک. شیرماک. پَله. پَلّه. فَله. فَلّه. فُرش. فُرشه. زِهَک. گورماست. لبا. کنف. - مثل آغوز؛ ماستی ستبر.(اِ) نام درختی است جنگلی که از چوب آن میز و صندلی و مانند آن سازند و در جنگلهای ایران بسیار است.
کلمات همقافیه با «آغوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر