معنی آغلیس
7 بازدید
(از یونانی، اِ) (بمعنی طاهر) فنجنکشت. (مخزن الادویه). پنج انگشت. فنطافلون. ذو خمسة اوراق. ذو خمسة اصابع. دل آشوب. سگسنبویه. فقد. فقده. سیسبان. اثلق. بنطافلن. بنطاباطیس. بنطاطومن. بنطادقطولن. آغنس.
کلمات همقافیه با «آغلیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر