معنی آغردن
7 بازدید
[ غَ دَ ] (مص) خوردن. (فرهنگ اسدی، خطی): باده خوریم اکنون با دوستان زآنکه بدین وقت می آغرده به. خفاف (از فرهنگ اسدی، خطی).
کلمات همقافیه با «آغردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر