معنی آصره
7 بازدید
[ صِ رَ ] (ع اِ) گرایش و مهر و مایه و وسیلهٔ نزدیکی از رحم و قرابت و خویشی و خویشاوندی و پیوند سببی و معروف و احسان و منت. || رسن کوتاه که بدان دامن خیمه را بمیخ استوار کنند. پاچه بند. آخیه. اَخیه. آریّ. ج، اَواصِر.[ صِ رَ ] (ع اِ) جِ اِصار. میخهای طناب. || زنبیلها. || چادرهائی که در آن گیاه پر کنند. || ثقلها. بارها. || گناهان. || عهدها. پیمان ها. || سوراخها (در گوش). || سوگندان بطلاق زن یا آزادی بنده. || نذرها.
کلمات همقافیه با «آصره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر