معنی آشنایی

معنی آشنایی

7 بازدید
[ شْ / شِ ] (حامص) آشنائی. تعارف. معارفه. معرفت. عرفان. شناخت. شناسائی. قرب. نزدیکی. الفت. انس. استیناس. مقابل بیگانگی : از ایران و توران جدایی نبود که با جنگ و کین آشنایی نبود.فردوسی. نه من با پدر بیوفایی کنم نه با اهرمن آشنایی کنم.فردوسی. بدان راستی دل گوایی دهد مرا با پسر آشنایی دهد.فردوسی. به آغاز آن آشنایی نخست همی از رد و موبدان رای جست.فردوسی. چنین گفت بهرام شیرین سخُن که با مردگان آشنائی مکن.فردوسی. بهستیّ یزدان گوایی دهیم روان را بدین آشنایی دهیم.فردوسی. با علم اگر آشنا شوی تو با زهد بیابی آشنایی.ناصرخسرو. بر سر دریا چو از کاهی کمم در آشنا با گهر در قعر دریا آشنایی چون کنم؟ سنائی. غرقهٔ دریای حیرت خواستی گشتن ولیک آشنایی ما برونْت آورد از او بی آشنا. سنائی. من آن روز از خویش بیگانه گشتم که افتاد با تو مرا آشنایی. کمال اسماعیل. در مقامی که آشنایی نیست بهتر از عقل روشنایی نیست.اوحدی. دلت را با غم عشقش به معنی آشنای ده که تن را آشنا کردن نمی شاید در این دریا. سلمان ساوجی. یار بگزید بیوفایی را رفت و بُبْرید آشنایی را.کمال خجند. دلت را با غم عشقش به معنی آشنایی ده که تن را آشنا کردن نمی شاید در این دریا. سلمان ساوجی. فغان که نیست بجز عیب یکدگر جستن نصیب مردم عالم ز آشنایی هم.صائب. زآن سیه دل کز حقوق آشنایی غافل است بهتر است آن سگ که پای آشنا نگرفته است. صائب. - آشنایی دادن؛ خود را شناسانیدن. خود را معرفی کردن: الاستعراف؛ آشنائی فادادن. (مجمل اللغه). یکی سوی روح الامین بنگرید [ یوسف ] ندانست کو از کجا شد پدید همی چهر وی را شگفتی نمود ندانست وی را که نادیده بود بپرسید و گفت ای همایون بچهر چه خلقی که دارد دلم بر تو مهر ورا جبرئیل آشنایی بداد به پیغام یزدان زبان برگشاد. شمسی (یوسف و زلیخا). - امثال: آشنایی روشنائیست؛ معرفت، دومْ بینائیست.

کلمات هم‌قافیه با «آشنایی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید