معنی آشدار
7 بازدید
(نف مرکب) (از: آش، لعابی که بر روی ظروف سفالین و فلزین دهند +دار، مخفف دارنده) لعابدار: صحن کاشی کاریش را گاه لنگر فوته بین هرکه را باشد تمنا سیر صحن آشدار.اشرف. ز کاشی پرده و چینی سقرلات ز صحن آشدار و طاس گجرات.اشرف. || آهاردار.
کلمات همقافیه با «آشدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر