معنی آشامنده
6 بازدید
[ مَ دَ / دِ ] (نف) نوشنده. شارب. خورندهٔ مایعی.
کلمات همقافیه با «آشامنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر