معنی آسیمهسار
6 بازدید
[ مَ / مِ ] (ص مرکب) آسیمه سر. سرآسیمه.آسیمه : من از بهر آن بچه آسیمه سار همی گردم اندر جهان سوگوار. شمسی (یوسف و زلیخا). و رجوع به آسیمه و آسیمه سر و سرآسیمه شود.
کلمات همقافیه با «آسیمهسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر