معنی آسیب و شیب
7 بازدید
[ بُ ] (اِ مرکب، از اتباع) دلواپسی. اضطراب. تشویش. رنج. تعب : بلشکرگه خویش بازآمدند برِ پهلوانان فراز آمدند همه شب بخواب اندر آسیب و شیب ز پیکارشان دل شده ناشکیب.فردوسی. چنین است گیتی پر آسیب و شیب پسِ هر فرازی نهاده نشیب.فردوسی. در بعض نسخ شاهنامه بجای آسیب، آشیب ضبط شده، و ظاهراً صحیح هم همان است. و کلمهٔ آشیب و شیب درصورتی دیگر از شیب و تیب یا شیب و شیب مینماید: شیب تو با فراز و فراز تو با نشیب فرزند آدمی بتو اندر به شیب و تیب. رودکی. نبوده مرا هیچ با تو عتیب مرا بیگنه کرده ای شیب و تیب .عماره.
کلمات همقافیه با «آسیب و شیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر