معنی واژه آسی
6 بازدید
(ع ص) غَمناک. حَزین. اندوهگین. || پشیمان. || بِجشک. پزشک. طبیب. مُعالج. پزشک ریشها و قرحه ها. جراح. ج، اِساء، اُساة.(ص نسبی) منسوب به مملکت آس. از آس. رجوع به آسیان شود.[ سا ] (ع ن تف) غمگین تر. اندوهناکتر.