معنی آسکون
9 بازدید
(اِخ) آبسکون. بحر خزر. دریای قزوین. آرقانیا. هیرکانی. دریای مازندران. دریای گیلان، و آن را بغلط قلزم نیز گفته اند: باد اندر او وزیده ز پهنای آسکون ابر اندر او گذشته ز بالای قیروان . ازرقی. میغ از تو بر اسب آسکون تاخت میدان فلک پلنگ وش ساخت .خاقانی. چه مایه دارد در پیش طبع او دریا چه پایه دارد در نزد آسکون فرغر؟قاآنی. و ظاهراً بمعانی دیگر آبسکون نیز آید.
کلمات همقافیه با «آسکون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر